سلام.
قاعدتاً بايد يه علتي داشته باشه!
دستامو به طرف آسمون دراز کردم.... سعي کردم احساست کنم ولي با اين کار حال نکردم>>>>دستامو به طرف آسمون دراز کردم٬ و نگاهمُ به بالا ٬ سقف اتاقم رو ديدم ٬ بازم حال نکردم .... رفتم رو حياط ٬ زير آسمون ٬ تو آسمون دنبالت مي گشتم ولي نديدمت >>>> يادم اومد که گفتي : من از رگ گردن به شما نزديکترم!!
بايد در درون خودم دنبالت مي گشتم ولي مشکل اينجا بود که از خودم دور بودم و با خودم غريبه. >>>>>
اين قطعه رو يه جايي شنيدم ٬ هر چي ازش يادم بود نوشتم ٬ اميدوارم تن نويسندش هر جا که هست ٬ نلرزه!!
سلام
چون كه خدا رو قبول نداره مي ره يه گوشه پنهون مي شه.
ما هيچ وقت تنها نيستيم چون خدا در كنار ماست.